محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6564

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىخواهند به دو پيوسته شوند و سوى او بگريزند نزديك شود ، خاصه آنكه نزديكى دو اردوگاه هراس در دل ياران وى مىافكند ، تدبير وى كاستى مىگيرد و همه كارهايش تباه مىشود . پس به ياران خويش دستور داد كه با سردارانى كه به روزها عبور مىكنند نبرد كنند و نگذارندشان اردوگاهى را كه قصد انتقال بدان دارند اصلاح كنند . يكى از روزها بادهاى سخت وزيدن گرفت ، ( 616 يكى از سرداران موفق براى كار اردوگاه در سمت غربى بود ، فاسق فرصت تنها ماندن آن سردار را غنيمت شمرد - كه وى از ياران خويش بريده بود و به سبب بادهاى سخت عبور وى از دجله ميسر نبود و همه سپاه خويش را سوى سردار مقيم بر سمت غربى فرستاد و با مردان خويش بر او فزونى گرفت . كشتيهايى كه همراه آن سردار بود راهى براى ايستادن آنجا كه مىايستاده بود نمىيافت از آن رو كه باد كشتى را به طرف سنگها مىبرد و كشتىنشينان از شكسته شدن آن بيمناك بودند . زنگيان بر ضد آن سردار و ياران وى نيرو گرفتند و آنها را از جايشان پس - زدند و به گروهى از ايشان دست يافتند كه ثبات كردند و همگى كشته شدند . گروهى به آب پناه بردند و زنگيان تعقيبشان كردند و كسانى از آنها را اسير كردند و كسانى را كشتند ، اما بيشترشان رهايى يافتند و به كشتيهاشان رسيدند و خويشتن را در آن افكندند و سوى نهر موفقيه عبور كردند . مردم از اين فرصت يا بى فاسقان بسيار بناليدند و سخت بدان پرداختند . ابو احمد چنان ديد كه راى وى دربارهء جا گرفتن در سمت غربى دجله مايهء مشقت است و از حيلهء فاسق و يارانش در امان نيست كه فرصتى بجويد و به اردوگاه شبيخون زند يا به محلى دست يابد كه مقر وى شود كه در آنجا بيشه زارها فراوان بود و راهها سخت ، و زنگيان در پيمودن جاهاى خطرناك از ياران وى تواناتر بودند و اين كار برايشان آسانتر بود .